السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
182
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
3 ) اينكه ابراهيم وقتى مشاهده مىكرد كه مردم چقدر به اين بتها مخصوصا بت بزرگ احترام مىگذارند ، به خشم و غضب دچار مىشد ، بنا بر اين از جهت كينه و خشمى كه نسبت به بت بزرگ داشت فعل شكستن بتها را به او نسبت داد ، چون اين امر موجب هتك حرمت شكستن بت بزرگ مىشد ، و وقوع يك فعل همانطور كه به شخصى كه مباشرتا و شخصا آن را انجام داده نسبت داده مىشود به عملكنندهء آن نسبت نيز منسوب مىگردد . 4 ) سخن ابراهيم ( ع ) به صورت توريه و از روى صلاح بوده است ، يعنى سخن آن حضرت كنايه آميز و دو پهلو بوده و به نوعى مصلحت آميخته بوده است . در كافى با اسناد به امام صادق ( ع ) مىنويسد : رسول خدا ( ص ) فرمود : شخصى مصلح و فردى كه قصد اصلاح دارد كذب بر او بار نمىشود ، همانطور كه يوسف فرمود : ( اى كاروان شما سارقيد [ 1 ] ) با اينكه نه آنها سارق بودند و نه يوسف دروغ مىگفت ، و همانطور كه ابراهيم فرمود : ( بلكه بت بزرگ اين عمل را انجام داده [ 2 ] ) با اينكه نه آن بت مرتكب عملى شده بود و نه ابراهيم دروغ مىگفت ، چون ارادهء اصلاح داشت و مىخواست آنها را متوجّه بىعقلى آنها و بىقدرتى بتها كند . البته وجوه ديگرى در توجيه اين مطلب گفته شده كه بيش از اين سزاوار تطويل و توضيح نيست .
--> [ 1 ] سوره يوسف ، آيه 70 . [ 2 ] سوره انبياء ، آيه 63 .